شماره 763 خیابان فنگهوئنگشان، وایهای، استان شاندونگ +86-0631-5764127 [email protected]
هنگام تعیین اندازه واحدهای پمپاژ، باید ستونهای سیال ایستا را مدیریت کرد و در عین حال عملکرد کارآمد را در عمقهای مختلف مخزن حفظ نمود. برای چاههای بسیار عمیق با عمق بیش از ۸۰۰۰ فوت، تجهیزات به حدود ۵۰ تا ۸۰ کیلونیوتن استحکام ساختاری نیاز دارند تا بتوانند وزن اضافی میلهها را تحمل کنند. یک مطالعه اخیر از مهندسی میدان نفت در سال ۲۰۲۴ این موضوع را تأیید میکند. جالب اینجاست که پمپهایی با حرکت طولانیتر، حدود ۳ متری، تولید را در این چاههای عمیق بهطور تقریبی ۱۸ درصد نسبت به سیستمهای استاندارد ۱٫۵ متری افزایش میدهند. این امر به این دلیل است که آنها فرکانس چرخههای عملیاتی را کاهش میدهند، در حالی که حجم کل سیال منتقلشده همانند قبل باقی میماند.
نوسانات سطح سیال به میزان ±۱۵٪ در چاههای با نسبت گاز به نفت بالا (GOR)، نیازمند تنظیمات لحظهای در سرعت پمپاژ است. سیستمهایی که در محدوده سرعت ۱۲ تا ۱۵ دور در دقیقه (min⁻¹) کار میکنند، فشارهای بهینه در انتهای چاه را بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ psi حفظ میکنند و در ۸۳٪ موارد از قفل شدن گازی جلوگیری میکنند، مطابق آزمایشهای میدانی در حوضه پرمیان.
فرآیند طراحی تکرارشونده هفتمرحلهای، قطر پلانجر و رشته میلهها را برای شرایط خاص چاه بهینه میکند:
این روش سازگاری مکانیکی با دینامیک چاه را تضمین میکند و در عین حال بازده انرژی را به حداکثر میرساند.
دستگاههای حرکت طولانی (3 متر یا بیشتر) در مخازن کمتراوایی، سایش مکانیکی را نسبت به سیستمهای حرکت کوتاه 22٪ کاهش میدهند و با 40٪ کاهش هزینههای انرژی به نرخ 800 بشکه در روز میرسند. کاهش سرعت پمپ از 12 به 8 دور در دقیقه، عمر گیربکس را در محیطهای ساینده با کاهش تنشهای چرخهای به میزان 3.7 سال افزایش میدهد.
یک مقایسه ۱۵ چاهی نشان داد که واحدهای متعارف با ظرفیتهای ۵۰ کیلونیوتن، در عمق ۹۲۰۰ فوت به ۹۱٪ زمان عملکرد دست یافتند، در مقابل ۷۸٪ برای سیستمهای ۳۰ کیلونیوتن. حرکتهای بهینهسازیشده ۲٫۵ متری فرکانس تجمع پارافین را نسبت به پیکربندیهای ۱٫۸ متری ۴۰٪ کاهش دادند که اهمیت تطابق طول حرکت در مخازن عمیق و مستعد پارافین را نشان میدهد.
سیستمهای پمپ تیر به طور معمول بیش از ۳۰ درصد از بازدهی خود را از دست میدهند، هنگامی که با نفت خامی با ویسکوزیته بالاتر از ۵۰۰ سنتیپواز سروکار دارند، همانطور که در تحقیقی که سال گذشته توسط مهندسان نفت منتشر شد ذکر شده است. وقتی نفت خام خیلی غلیظ شود، اصطکاک بیشتری در امتداد رشته میلهها ایجاد میشود، مقدار واقعی مایعی که پمپاژ میشود را کاهش میدهد و در عین حال سوپاپها را با سرعت بیشتری فرسوده میکند. کارگران میدانهای نفتی که در ماسههای نفتی کانادا فعالیت میکنند، متوجه شدهاند که زمانهای تعمیر و نگهداری آنها تقریباً به نصف کاهش مییابد، هنگامی که این پمپهای سنتی برای استخراج قیر سنگین به جای درجههای سبکتر نفت خام استفاده میشوند. برخی از اپراتورها داستانهایی از خود بیان میکنند که در ماههای زمستانی، زمانی که قیر حتی غلیظتر میشود، تقریباً دو برابر بیشتر مجبور به تعمیر و نگهداری تجهیزات شدهاند.
هنگام کار با سیالاتی با ویسکوزیته بالای ۱۰۰۰ سنتیپواز، پمپهای حفرهای پیشرونده همراه با سیستمهای دیافراگمی هیدرولیکی به بازدهی انرژی قابل توجهی در حدود ۹۲٪ دست مییابند، در حالی که بازدهی پمپهای معمولی تیری تنها به ۶۵٪ میرسد؛ این آمار مطابق آخرین راهنمای انتخاب پمپ IPE از سال 2024 است. نکتهای که این سیستمهای جدید را برجسته میکند، توانایی آنها در کاهش تخریب برشی در نفتهای سنگینی است که با پلیمرها تیمار شدهاند. در عین حال، این سیستمها کنترل جریان را به اندازهای دقیق حفظ میکنند که برای کاربردهای پیچیدهای مانند عملیات زهکشی گرانشی با کمک بخار (SAGD) مناسب باشند. حفظ یکپارچگی سیال در اینجا کاملاً ضروری است، چرا که حتی تغییرات کوچک نیز میتوانند تأثیر قابل توجهی بر نرخ بازیابی کلی داشته باشند.
سه پیشرفت در مواد، طول عمر واحدهای پمپاژ را در محیطهای ساینده افزایش میدهند:
آزمایشهای میدانی نشان میدهند که این ارتقاءها فراوانی تعمیرات را در چاههای حوضه پرمیان با غلظت ماسه بالای 15٪ به میزان 58٪ کاهش میدهند و اقتصاد عملیاتی را بهطور قابل توجهی بهبود میبخشند.
مخازن غنی از دیاکسیدکربن نرخ خوردگی را در مقایسه با عملیات نفت شیرین، 300٪ افزایش میدهند، همانگونه که در یک مطالعه موردی 12 ماهه در خلیج مکزیک نشان داده شده است. استراتژیهای نوین کاهش خطر شامل ترکیبی از موارد زیر است:
این اقدامات در مجموع خرابیهای ناشی از خوردگی را 73٪ کاهش میدهند و در عین حال ظرفیت دستیابی به آب را در میادین پخته تا 96٪ حفظ میکنند.
اکثر چاههای نفت خشکی هنوز به واحدهای پمپاژ با دسته تکیهدار متکی هستند که طبق دادههای انجمن مهندسان نفت (SPE) از سال گذشته، حدود ۶۸ درصد از نصبها را شامل میشوند. این پمپهای قدیمی به خوبی کار میکنند زیرا از نظر مکانیکی ساده بوده و تولید بین حدود ۳۰ تا ۵۰۰ بشکه در روز را بهطور مؤثری مدیریت میکنند. اما در عملیات با حجم بالا که روزانه از ۲۰۰۰ بشکه فراتر میرود، پمپهای فروزنده الکتریکی معمولاً عملکرد بهتری دارند. با این حال، این پمپهای ESP اغلب با مشکل مواجه میشوند وقتی باید با چاههای قدیمیتری که مقدار زیادی شن همراه با نفت تولید میکنند، کار کنند. در مورد مکانهای حفاری دریایی و چاههای غنی از گاز طبیعی، سیستمهای لیفت گازی عموماً ترجیح داده میشوند. این سیستمها در واقع آسیب تجهیزات در عمق زیر سطح را در مقایسه با سیستمهای محرک میلهای که ذکر شد، حدود ۴۰ درصد کاهش میدهند. با بررسی اعداد واقعی عملکرد از آزمایشهای میدانی سال ۲۰۲۲، پمپهای دستهای در سازندهای مختلف شیلی، زمان کارکرد قابل توجهی معادل ۹۲ درصد حفظ کردند. در همین حال، اپراتورها در طول همان دوره مجبور بودند پمپهای ESP را سه برابر بیشتر سرویس دهند.
پمپهای هیدرولیکی نسل جدید امکان کنترل دقیق جریان سیال را حتی در چاههای بسیار شیبداری که بیش از ۶۵ درجه نسبت به عمودی انحراف دارند، فراهم کردهاند. آزمایشهای میدانی نشان میدهند که این سیستمها با توجه به تحقیقات منتشر شده در مجله فناوری نفت سال گذشته، سایش لولهها را حدود ۲۷٪ نسبت به مدلهای قدیمیتر کاهش میدهند. مزیت بزرگ دیگر از سیستمهای محرک کابلی ناشی میشود که خرابیهای مکرر میله صیقلی را که دومین مشکل پرتفکر متخصصان در مورد پمپهای تلمبهای است، متوقف میکنند. این کار از طریق بررسیهای مداوم کشش انجام میشود که همه چیز را بهصورت هموار اجرا میکند. برای عملیات کوچکتر که با چاههایی با تولید کمتر از ۱۵ بشکه در روز دستوپنجه نرم میکنند، تغییر به این سیستمهای جدید از نظر مالی منطقی است، زیرا تجهیزات استاندارد تمایل دارند انرژی بسیار زیادی را در چنین مکانهای کمبهرهای هدر دهند.
سیستمهای محرک تسمهای طول حرکتی تا ۳۰٪ بیشتر از واحدهای مبتنی بر گیربکس دارند و تولید پایدار را در مخازن با نفوذپذیری کمتر از ۰٫۱ میلیدارسی حفظ میکنند. کاهش نیاز به گشتاور حداکثری این سیستمها، مصرف انرژی را در شرایط بارگذاری دورهای به میزان ۱۸٪ کاهش میدهد (SPE 2024). عملیاتگران گزارش کردهاند که در این واحدها در عملیات طولانیمدت و کمسرعت متداول در مخازن غیرمتعارف، ۲۲٪ شکستگی میله کمتر رخ میدهد.
سیستمهای اتوماتیک میلهای خطی به دلیل توانایی در تشخیص زمان خاموش بودن پمپها، نشان دادهاند که زمان توقف را حدود ۴۰٪ کاهش میدهند. این موضوع در چندین میدان هوشمند در حوضه پرمیان طبق گزارش مجله ورلد اویل در سال گذشته مشاهده شد. آنچه این سیستمها را متمایز میکند، توزیع یکنواخت بار کاری است که باعث میشود جعبه دندهها حدود ۸۵٬۰۰۰ ساعت قبل از نیاز به تعویض دوام بیاورند. این مقدار تقریباً ۳۵٪ بیشتر از آنچه معمولاً با پمپهای تیری سنتی شاهد هستیم، است. مزیت بزرگ دیگر، سازگاری آنها با فناوری دوقلوی دیجیتال است. با اتصال مناسب، این پیکربندی امکان انجام بررسیهای نگهداری پیشبینانه را فراهم میکند که خرابیهای غیرمنتظره را به کمتر از ۲٪ در سال محدود میکند. برای شرکتهای نفتی که با بودجههای تنگ و اهداف تولید سختگیرانه دست و پنجه نرم میکنند، این بهبودها میتوانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند.
بررسیهای روزانه نگهداری معمولاً به دنبال علائم نشت، لرزشهای غیرعادی که از حدود ۴ میلیمتر بر ثانیه مربع شتاب فراتر روند، و هرگونه تغییر غیرمعمول در دمای گیربکسها و یاتاقانها هستند. یک بار در هفته، تکنسینها محکمی پیچهای سازهای را با استانداردهای سازنده مقایسه میکنند، که معمولاً در محدوده مثبت و منفی ۵ درصد است، و همزمان وضعیت روغنهای هیدرولیکی را ارزیابی میکنند. در نگهداری ماهانه، تنظیماتی برای تعادلگرهای رفتوبرگشتی بر اساس خواندنهای دینامومترها مورد نیاز است. تحقیقات منتشر شده توسط سینتف در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که پیروی از این برنامه منظم نگهداری میتواند خرابیهای زودهنگام آببندیها را بهویژه در سیستمهای پمپاژ تسمهای در محیطهای صنعتی مختلف حدود ۶۰ درصد کاهش دهد.
سیستم های نظارت امروز از سرعت سنجها و سنسورهای فشار استفاده می کنند تا مشکلات خستگی رشته را کنترل کنند، در حالی که محاسبات لبه ای بیش از پنجاه عامل عملیاتی مختلف را در هنگام وقوع آنها بررسی می کند. بر اساس تحقیقات منتشر شده در سال گذشته در مجله بین المللی فناوری پیشرفته تولید، این دستگاه های هوشمند خاموش شدن های غیر منتظره را حدود سی و پنج درصد کاهش می دهند، فقط به این دلیل که مشکلات در اثر اثر را خیلی زودتر از روش های سنتی تشخیص می دهند. اما تغییر واقعی بازی از الگوریتم های یادگیری ماشین است که سالها با سوابق شکست تغذیه شده اند. این مدل ها می توانند پیش بینی کنند که چه زمانی میله های مکشنده شکسته می شوند با دقت نزدیک به 92 درصد گاهی اوقات تا سه روز کامل قبل از اینکه چیزی اشتباه پیش برود. البته به درستی استفاده از این تکنولوژی در زمینه های نفتی برای بسیاری از اپراتورها که هنوز در شیوه های نگهداری قدیمی گیر کرده اند، یک چالش است.
تجهیزات مدرن معمولاً در سرتاسر حوضه پرمیان حدود ۹۵٪ از زمان فعالیت میکنند، اما شرایط در زیرزمین جالبتر میشود جایی که قطعاتی مانند گیرههای میله صیقلی سه برابر سریعتر از آنچه روی سطح مشاهده میشود، فرسوده میشوند. طبق تحقیقات مؤسسه بیکر در سال ۲۰۲۲، مشکلات مربوط به رشتههای میلهای حدود ۴۰ مورد از هر ۱۰۰ توقف پمپ را به خود اختصاص میدهند، در حالی که این مسائل تنها حدود ۱۵٪ از هزینههای نگهداری معمولی را شامل میشوند. این شکاف توضیح میدهد که چرا بسیاری از بهرهبرداران اکنون به سمت حسگرهای انتشار آکوستیک روی میآورند. این دستگاهها میتوانند ترکهای بسیار ریزی را در میلههای درجه API 11B تشخیص دهند، خیلی قبل از اینکه روشهای بازرسی سنتی هرگونه مشکلی را کشف کنند و به شرکتها زمان اخطار ارزشمندی قبل از بروز مشکلات بزرگتر بدهند.
امروزه تجهیزات پمپاژ اغلب دارای سیستمهای ماژولار هستند که به برآوردن نیازهای فوری در میدانهای شیل و نفت سنگین کمک میکنند. برخی مطالعات اخیر در مورد سیستمهای پمپاژ انطباقپذیر نشان دادهاند که هنگامی که پمپها با اتصالات استاندارد و قطعات از پیش مونتاژشده عرضه میشوند، زمان راهاندازی آنها حدود ۴۰٪ نسبت به مدلهای قدیمیتر کاهش مییابد. این نوع انعطافپذیری برای اپراتورهایی که در چاههای افقی فعالیت میکنند و باید بین مراحل مختلف ترکشدگی به سرعت تغییرات ایجاد کنند بدون اینکه زمان تولید ارزشمندی از دست برود، بسیار مهم است.
عملگران در این صنعت بهطور فزایندهای سیستمهای پمپاژ خود را با فناوری دوقلوی دیجیتال ترکیب میکنند تا حرکت سیالات و واکنش تجهیزات به تغییر شرایط در زیرزمین شبیهسازی شود. آزمایشهای واقعی نیز نتایج قابل توجهی نشان دادهاند. این سیستمها شکست میلهها ناشی از خستگی را حدود ۳۲ درصد کاهش میدهند، در حالی که بازدهی پمپاژ را حتی با نوسان دما بین ۵۰ درجه فارنهایت تا ۳۵۰ درجه فارنهایت (که معادل تقریبی آن ۱۰ درجه سانتیگراد تا تقریباً ۱۷۷ درجه سانتیگراد است) در حدود ۹۸ درصد حفظ میکنند. آنچه این فناوری را متمایز میکند، توانایی آن در تنظیم خودکار عملیات بر اساس شرایط جاری در عمق زمین است.
میدانهای قدیمیتر نفت شروع به نصب تجهیزات پمپاژ مجهز به کنترلرهای هوش مصنوعی کردهاند که به اعداد تولید گذشته نگاه میکنند و آنچه در لحظه در دهانه چاه اتفاق میافتد را بررسی میکنند. طبق یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۵، حدود ۵۷ درصد از هر ۱۰۰ میدان بالغ تا آن زمان این سیستمهای هوشمند را بهویژه در میدانهایی که بیش از دو دهه فعالیت داشتند، به کار گرفته بودند. دلیل اصلی چیست؟ این سیستمهای هوشمند میتوانند مدت زمان بهرهبرداری از یک میدان را افزایش دهند و با ویژگیهایی مانند تنظیم خودکار سرعت پمپ و توزیع مجدد بار در بخشهای مختلف سیستم، عملیات را ۸ تا ۱۲ سال دیگر نیز ادامه دهند.
برای چاههایی با عمق بیش از ۸۰۰۰ فوت، واحدهای پمپاژ به استحکام ساختاری بین ۵۰ تا ۸۰ کیلونیوتن نیاز دارند تا بتوانند وزن بیشتر بار میلهها را تحمل کنند.
سیستمهای پمپ تیر از کارایی خود کاسته میشود هنگامی که با نفت خام با ویسکوزیته بالا سروکار دارند، که منجر به افزایش اصطکاک رشته میلگرد و کاهش مایعات پمپاژ شده میشود و در نهایت به سایش سریعتر شیرها منجر میشود.
استراتژیهای نگهداری پیشبینانه که از فناوری اینترنت اشیا (IoT) و الگوریتمهای یادگیری ماشین بهره میبرند، میتوانند خرابیهای احتمالی را در مراحل اولیه تشخیص دهند و به طور قابل توجهی توقفهای غیرمنتظره را کاهش دهند.
کپیرایت © 2025 توسط شرکت گروه صنعتی مینگلیو شاندونگ